یکشنبه ۲۶ خرداد۱۳۹۲

نتایج انتخابات ریاست جمهوری یازدهم و دوره چهارم شورا در بندپی

 

تعداد آرا بندپی شرقی تعداد آرا

بندپی غربی

 

 

 

 

10090

روحانی

9606

روحانی

2884

جلیلی

2242

جلیلی

4123

قالیباف

2656

قالیباف

2356

ولایتی

1376

ولایتی

767

رضایی

821

رضایی

339

غرضی

219

غرضی 

20559

کل آرا

16920

کل آرای ماخوذه 

 

 

 

 

 

 

 

 

 تعداد آرا

شورای شهر گلوگاه

 تعداد آرا

شورای شهرخشرودپی

1518

سیدناصرالدین موسوی

1501

سلمان بابا جان تبار

1395

مهدی کاظمی 

1307

قاسم شعبان‌زاده 

1318

حشمت کاظم نسب 

1177

سیدمحبوبه مظفری

1301

علیرضا طالب‌زاده

1156

اصر قربان‌نژاد

1180

محمود سماکوش 

1092

حسن جوادی

1172

فاطمه قلی‌زاده 

974

محسن جعفرپور

1138

  اسماعیل قربان‌زاده پاشا 

 

 

نوشته شده توسط فیروزجایی در |  لینک ثابت   • 

جمعه ۱۶ تیر۱۳۹۱

هشدار- حراج زمینهای مازندران در تهران

چندی پیش یکی از دوستان صحبت می نمود که سال قبل ملکی را رد یکی از روستاهای چمستان خریداری نموده و بعد از ۸ ماه بواسطه اقداماتی نظیر ساخت و ساز و ورود سرمایه گذاران و... ارزش ملکش ۲ برابر شده است!! و خودش از خرید خود بسیار راضی می نمود.

البته سرمایه گذاری در هر امری و آینده نگری بسیار منطقی بنظر میرسد ولی به چه قیمتی؟ آیا تنها به قیمت از دست دادن یک قطعه زمین برای فروشنده و متعاقب آن بدست آوردن پول هنگفتی بابت فروش آن که شاید با کشاورزی و زراعت  در آن زمین تا آخر عمرش هم نمیتوانست بدان  پول دست یابد، تمام میشود  و یا عوارض دیگری هم در برد دارد؟

نمونه بارزش در استان ما کلاردشت است. چند سال قبل صفحات آگهی روزنامه پر بود از خرید و فروش ملک و زمین در کلاردشت تاالان که دیگه زمینی آنجا نمانده تا بفروش برسد! خوب بنظرتان سهم مردم کلاردشت از سرزمین آبا و اجدادیشان چیست؟ وضعیت اقتصادی بومیان کلاردشت چگونه می باشد؟ چقدر ارزشهای فرهنگی و سنتهای آنها حفظ شده است؟

بنظر جواب این سوالات کمی نگران کننده می باشد هم از نظر اقتصادی که فرزندان بومیان دیگر نمیتوانند در سرزمین پدری خود آزادانه بگردند مگر اینکه برایش پول هنگفتی بپردازند و هم از نظر فرهنگی تحت سیطره مهاجرین قرار میگیرند.

کلاردشت تنها یک مثال بود و این مساله در بسیاری از نقاط غرب مازندران که تبدیل به نقطه خوش نشین برای مرفهین گردیده است.

این هفته با نگاهی به صفحه خرید و فروش املاک روزنامه همشهری (ویژه شهر تهران) نکته ایکه منو مجاب به درج این یادداشت و قرار دادن عکس دو صفحه متوالی روزنامه نموده این بوده که در صفحه خرید و فروش املاک شهرستان (از کل کشور) ۹۹ درصد متعلق به مازندران بوده و چمستان در صدر خرید و فروش ملک قرار داشته که چمستان را با رنگ زرد در آگهی ها مشخص نمودم و در اینجا قرار دادم.

 

این باید تلنگری باشد برای بندپی که مطمئنا زمینهای چمستان با این روند سریع معاملات تمام شده و  در صورت غفلت در سالهای بعد بجای چمستان اسم بندپی را خواهیم دید و این یعنی از بین رفتن فرهنگ اصیل بندپی که با هیچ پول و سرمایه ای قابل برگشت نمیاشد

نوشته شده توسط فیروزجایی در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه ۲۱ فروردین۱۳۹۱

وعده هایی به مردم بندپی ...!

 

معمولا ما به شنیدن وعده های مختلف از جانب مسئولان عادت نموده ایم. چیزیکه مسلمه وعده و وعید دادن در حال حاضر کمترین هزینه را برای بسیاری از افراد دارد و در بعضی مواقع شامل عواید فراوانی نیز خواهد گردید!

از اینرو در این پست (که تا مدتی ثابت خواهد ماند) و با وعده های جدیدتر به روز خواهد گردید، قصد داریم  وعده های مسئولین در ارتباط با بخش بندپی را ذکر نماییم. انتظار منطقی این است اگر هر فردی در زمان خاصی وعده انجام کاری را میدهد چنانچه به هر دلیلی موفق به انجام آن نگردیده است ضمن عذرخواهی علت عدم تحقق آنرا به مردم توضیح دهد . بهر حال مردم برای زمانهای مختلف برنامه ریزی خواهند نمود و باید مطمئن باشند که زیرساختهای لازم برای انجام فعالیتهیشان فراهم بوده و در دسترس قرار خواهد گرفت یا نه؟

وعده اول:

وعده دهنده گرامی: استاندار مازندران

تاریخ وعده: آخرین جمعه سال ۸۹ در نمازحمعه بندپی شرقی

استاندار مازندران،مهندس طاهایی در دیدار مردمی در مصلی بندپی شرقی اظهار داشتند که:

اهتمام استان بر آن است تا پایان سال 90 مرکز بخش بند پی شرقی و 5 روستای اطراف آن از نعمت گاز برخوردار شوند.

منبع :سایت استانداری مازندران

داوری در مورد میزان تحقق وعده: خودتان قضاوت نمایید

 

 وعده دوم:

وعده دهنده: علی کریمی فیروزجایی نماینده مجلس

تاریخ وعده: ۲/۹/۱۳۹۰

آقای کریمی در تاریخ فوق اظهار داشتند که: تا يكماه آينده عمليات حفاري سد سجادرود آغاز خواهد شد  منبع: وبلاگ شخصی

بهر حال با توجه به اینکه مکان سد در نزدیکی روستای خواجه کلا ذکر شده است و چندین ماه از تاریخ انقضای وعده (۲/۱۰/۱۳۹۰) گذشته، با مراجعه به آدرس داده شده میتوانید از میزان پیشرفت پروژه باخبر شوید و در صورت امکان برای آگاهی عموم عکسی از آنجا در اختیار ما قرار دهید.

 

 منتظر وعده های دیگر بمانید...

نوشته شده توسط فیروزجایی در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه ۲۲ اسفند۱۳۹۰

چهارشنبه سوری و نوروز در مازندران

پس از دهه نخست ماه اسفند، تدارک جشن نوروز در خطه مازندران آغاز می شود. زنان مازنی در آخرین چهارشنبه سال آش هفت ترشی یا چهل گیاه درست می کنند. آش هفت ترشی از هفت نوع حبوبات و هفت جور سبزی و نیز هفت نوع ترشی مانند آب نارنج، آبلیمو، آب انار، سرکه، گوجه سبز و شیره ازگیل تهیه می شود که به «آش گزنه» یا «کال چهارشنبه آش» نیز معروف است. آش چهل گیاه نیز خواص دارویی و درمانی دارد. رسم چهارشنبه سوری در مازندران با برپایی هفت بوته آتش به نشانه هفت فرشته اجرا می شود و مردم باور دارند که آتش تطهیرکننده است و بدی و مرگ را می سوزاند. در شب چهارشنبه سوری صدای برخورد قاشق و کاسه نیز نشان دهنده شروع مراسم قاشق زنی است و دختر و پسر با سر کردن چادر در کوچه ها، قاشق زنی می کردند و به زبان محلی اشعاری را می خواندند و از صاحبخانه طلب هدیه می کردند.
۱۵ روز قبل از فرا رسیدن بهار، طنین صدای عاشقانه، عارفانه و ستایشگر نوروز خوان ها در برخی مناطق استان مازندران، بهاری پر از عشق و امید و برکت را به مردم نوید می دهد. نوروز خوان ها در گروه های چند نفری اشعاری را در مدح بهار می سرودند که پس از اسلام آوردن ایرانیان، ابیاتی در وصف امامان نیز به آن افزوده شد. نوروز خوانان چند نفر هستند که یک نفری اشعار را می خواند، یک نفر ساز می زند، نفر دیگر که به آن کوله کش (بارکش) می گویند به در خانه های مردم می رود و می خواند و صاحبخانه نیز با دادن پول، شیرینی، گردو، تخم مرغ و نخود و کشمش از آنان پذیرایی می کند. خانه تکانی در این ایام رسمی دیرینه است. مردم پس از شستشوی فرش، اسباب و وسایل منزل، رختخواب و لحاف را در آفتاب ملایم آخر زمستان پهن می کنند. در روستاها زنان زحمتکش روستا دیوارها و ایوان خانه را گِل اندود کرده که به اصطلاح «گِل گویی» می گویند.
لباس نو خریدن در همین زمان شروع می شود. در روستاها دوزنده های دوره گرد با چرخ خیاطی دستی به خانه ها می آمدند و برای خانواده لباس عید می دوختند.در کنار آب پز کردن و رنگ کردن تخم مرغ با گیاهان بومی، انواع و اقسام شیرینی های محلی نیز برای روزهای نوروز پخته می شود.

کماج

کماج

سفره هفت سین


روز آخر اسفند همه اعضای خانواده به شستن تن و بدن می پرداختند و بر این باورند که باید با تن پاکیزه به پیشواز نوروز رفت.شبِ نوروز را «سال شو» (= شبِ سال) می گویند. این شب، معمولاً با شام ویژه همراه است؛ یعنی با گوشت خروس ـ که در گذشته ها معمول بود ـ یا انواع پرندگان خانگی مانند اردک، غاز، بوقلمون یا با ماهی سفید (در گذشته ها ماهی سفید بزرگ را شکم پر می کردند و روی سه پایه بر آتش ذغال گداخته می گذاشتند تا آرام آرام مغز پخت شود). در مازندران رسم بر این بود که ۲ سکه «متناسب با زمانه و نوع سکه رایج» ۵۰ دیناری (۱۰ شاهی) را لابه لای برنج دیگ می گذاشتند. هنگام صرف غذا، سکه در بشقاب هر کس می افتاد، نشان خوش اقبالی او در آن سال بود. در این شب کنار سفره هفت سین چراغی روشن می کردند و آن را تا صبح نگه می داشتند. در گذشته هنگام تحویل سال، اهالی در محله ای خاص جمع می شدند. بر اساس زمان سنج های مختلف و با صدای تفنگ شکارچی، سال را تحویل می کردند. پیش از تحویل سال یکی از اعضای خانواده که خوش قدم تلقی می شود، با یک سینی غالباً حاوی قرآن، سبزه و آب و سکه و برنج از در خانه بیرون می رود و در لحظه آغاز سال جدید با دستی از شاخه سبز یا شکوفه درخت یا بوته گل به اتاق می آید و چهارگوشه اتاق ها را آب می پاشد، قرآن را کنار سفره هفت سین می گذارد و شاخه های سبز را به این نیت که سال سرسبز و خوش و خرمی برای خانواده باشد، جلوی در اتاق آویزان می کند یا روی طاقچه اتاق می گذارد.

 -----------------------------------------------------------------

آهنگ مازندرانی:

بعد از مدتها بر آن شدیم تا چند آهنگ بهاری مازندرانی به همراه یک قطعه زیبای لَلِه وا جهت دانلود قرار دهیم. از دست ندهید!!

۱.نوروز خوانی با صدای استاد ابوالحسن خوشرو

دانلود

۲.بهار نشونه هسه با صدای حسن فداییان

دانلود

۳.آهنگ بهار بمو با صدای رحیمیان

دانلود

۴. دانلود قطعه نی مازندرانی (لَلِه وا)

دانلود

نوشته شده توسط فیروزجایی در |  لینک ثابت   • 

شنبه ۱۳ اسفند۱۳۹۰

نگاهی به نتیجه انتخابات بابل و بندپی

با مشخص شدن نتایج انتخابات مجلس نهم در حوزه انتخابیه بابل باز هم نقش تعیین کننده و اثرگذار مردان بندپی در نظر شهروندان مشخص گردید. شاید راهیابی ناصری و نیاز از مدتها قبل از انتخابات قابل پیش بینی بود و دوگانه نیاز و ناصری به خوبی ثابت گردیده است. از جمله اتفاق جالب میتوان به رای بالای دکتر معلم اشاره نمود که با وجود اینکه به تنهایی رایش از بالاترین رای دوره هشتم مجلس در مازندران  (مهندس نریمان) بالاتر بوده ولی براساس ساز وکار انتخابات نتوانست علیرغم همه شایستگیها و توانمندیهایش به مجلس راه پیدا نماید.

نکته جالب توجه در این دوره پیوند ناصری و نیازآذری قبل از انتخابات بوده و این میتواند بسیار مسرت بخش باشد تا آنجا که انتظار میرود این دو طی بیانیه ای مشترک از حضور مردم تقدیر و تشکر نمایند. چیزی که  در دوره های قبل اصلا مشاهده نگردیده و نمایندگان شهر هیچ گاه در کنار همدیگر دیده نشده و در مراسمات عمومی و خصوصی در دو گوشه متفاوت حضور می یافتند و گهگاهی برای عدم مواجهه راه خود را نیز کج می نودند!! و صد البته دود آن به چشم مردم بابل رفته است که نمونه اش انبوه پروژه های ناتمام شهر و محرومیت بابل می باشد. اینجاست که اتحاد نمایندگان میتواند بسیار مفید و کارگشا باشد.

علاوه بر ابتکار خوب فوق از جانب نیاز نکته مثبت دیگری که وجود دارد این است آقای نیاز آذری علیرغم همه تهمت ها و ناجوانمردیهای فراوان برای تخریب چهره که از جانب بعضی افراد شناخته شده و بعضا طرفداران سایر کاندیداها به ایشان وارد گردیده ( لینک اول، لینک دوم، لینک سوم، لینک چهارم، لینک پنجم )، ایشان تا لحظه آخر تبلیغات اخلاق انتخاباتی و رقابت جوانمردانه را رعایت نموده و اعتماد و آرای مردم بیانگر صداقت و قانونمداری و وتوانایی اش در مدیریت  و استقلال نظر ایشان می باشد. امیدواریم بابلیها و بندپیها باید به چنین انتخابی افتخار نمایند آنگونه که آقای توکلی گفته که: از آقای نیاز آذری بخواهید که هوای ایران را داشته باشد.


برچسب‌ها: نیازآذری, مجلس
نوشته شده توسط فیروزجایی در |  لینک ثابت   • 

شنبه ۶ اسفند۱۳۹۰

چرا بابل به حاج حسین نیازآذری، نیاز دارد؟

اشاره:

روزگاری نه چندان دور کارگران سمنانی برای تامین معاش خود مازندران را برای اشتغال انتخاب میکردند اما اکنون اوضاع وارونه شده وبا گسترش فوق العاده صنایع و کارخانجات در استان سمنان این بار جوانان مازندرانی علیرغم داشتن تحصیلات دانشگاهی به عنوان نیروی کار راهی آن دیار می شوند.

علل توسعه نیافتگی شهرستان بابل

گره کار کجاست؟

چرا سمنان، سمنان شد؟!

پرسش اساسی مردم از مسئولان این است که با وجود امکانات و پتانسیلهای بالقوه چرا شهرستان بابل از توسعه نیافتگی رنج می برد؟

برای برون رفت از وضع موجود چه باید بکنیم؟

چه عواملی موجب پیشرفت شهرهایی چون سمنان شده است؟

چرا شهرهای کوچکتر از بابل یا مشابه در طول سالهای پس از انقلاب روند رشد سریعتری داشته اند؟

متاسفانه بابل از دعواهای بیهوده سیاسی و جناحی رنج می برد. در صورتیکه در استان سمنان جناحهای مختلف سیاسی علیرغم تفاوت دیدگاه برای دریافت بودجه و امکانات از منابع ملی باهم همکاری دارند.

از سویی مهمترین عامل توسعه نیافتگی بابل فقدان وحدت می باشد.

آن گاه که بزرگان شهر برای توسعه زادبوم همدل و همراه نشوند پیشرفت بابل محال است!!! به این ترتیب بابل زمانی در مدار توسعه قرار می گیرد که تعامل بین همه گروههای تاثیرگذار شهرستان ایجاد شود و حاج حسین نیازآذری همه تلاش خود را در جهت همگرایی شهرستان ایجاد خواهد نمود چون محوری ترین نقطه اشتراک همه ما علاقمندی به زادگاه است.

niazazary

اهم برنامه های حاج حسین نیازآذری:

  1. احیای شهر تاریخی بارفروش با ایجاد منطقه ویژه اقتصادی
  2. تلاش برای راه اندازی اتاق بازرگانی بابل
  3. راه اندازی پژوهشکده بابل شناسی
  4. ایجاد پایانه تجاری محصولات کشاورزی
  5. برنامه ریزی راهبردی برای ایجاد شهر الکترونیک
  6. برنامه محوری و تدوین سند توسعه شهرستان بابل بر اساس چشم انداز ۲۰ ساله
  7. تلاش برای راه اندازی پایتخت توریسم درمانی ایران
  8. استفاده از ظرفیت گردشگری بابل برای جذب سرمایه گذار
  9. تقویت تشکل ها، اتحادیه ها و نهادهای مردمی در تصمیم سازی ها و تصمیم گیریهای شهرستان
  10. ایجاد خوشه های صنعتی به ویژه خوشه صنعتی مصنوعات چوبی بابل
  11. وصول مطالبات دامداران، کشاورزان و صنعتگران از یارانه بخش تولید
  12. توسعه صنایع تبدیلی بخش کشاورزی
  13. توجه جدی به رفع مشکلات معلمان در تامین امکانات رفاهی و ارتقای منزلت اجتماعی
  14. نوسازی تاسیسات و انتقال آب با کیفیت به بابل
  15. توسعه دسترسی همگانی به امکانات ورزشی
  16. حمایت مالی و فنی از گسترش مشاغل خانگی
  17. فراهم نمودن فرصت ارتقای شغلی برای زنان توانمند در رده های مدیریتی شهرستان بابل
  18. پرداخت کمتر هزینه های درمانی توسط مردم
  19. توسعه و تقویت بیمه همگانی به ویژه بیمه روستاییان
  20. افزایش برخورداری خانوارها از نعمت گاز شهری
  21. افزایش اعتبارات بابل از منابع استانی و ملی مناسب با جمعیت
  22. تسهیل و تسریع در صدور مجوزهای قانونی و حذف تشریفات زائد اداری

مدیریت در پایتخت

مدیریت در یکی از بزرگترین شرکتهای دولتی پایتخت و انجام پروژه های کلان، ارتباط با وزارتخانه ها، سازمانها و نهادهای ملی تجربیات ارزشمندی را میسر نمود. همچنین در این مسیر عضویت در شوراها و تعامل با مراکز تخصصی موجب شد تا با سازو کارهای تدوین و نظارت بر اجرای برنامه های توسعه، آشنا شود و اکنون با این اعتقاد که این اندوخته های ملی و بین المللی ارزشمند می تواند در خدمت توسعه همه جانبه منطقه باشد.


برچسب‌ها: نیازآذری, مجلس
نوشته شده توسط فیروزجایی در |  لینک ثابت   • 

سه شنبه ۲ اسفند۱۳۹۰

زندگی نامه حاج حسین نیاز آذری

 

اینجانب حسین نیازآذری فرزند حاج آقابزرگ نیاز آذری در اول شهریور سال1336 در روستای آری ازدهستان فیروزجاه   واقع در بخش بندپی شرقی بابل در خانواده ایی مذهبی ومتوسط بدنیا آمدم. فرزند ارشد خانواده هستم.دوران ابتدایی را در زادگاهم و روستاهای خلیل کلا وفک  باسختی ومرارت آن زمان گذراندم.پدرم معلم سال اول ابتدایی من بود.علیرغم تنگناهای مالی ومشکلات  پدر بزرگوارم مرا برای ادامه تحصیل روانه شهر نمود .بدون شک محبت آن روز پدرم سرنوشت امروز من است .چرا که خیلی از بچه های منطقه ما بدلیل فقر و محرومیت و نبود امکانات ارتباطی ،آموزشی  وتنگناهای مالی ترک تحصیل می کردندوکمک کار خانواده خویش می شدند.اما پدر آینده نگرم با تحمل سختی ها شرایط تحصیل من وبرادرانم را مهیا ساخت.
دوره  راهنمایی را در مدرسه کوروش کبیر ومقطع متوسطه را در دبیرستان دکتر معین  بابل گذراندم.در ایام تحصیل همزمان کار می  کردم  تا هزینه های تحصیلی ام  تامین شود .
در سال 57پس از اتمام تحصیلات چون از خدمت سربازی  معاف بودم برای اشتغال به تهران رفتم  ومدت کوتاهی  در تهران سکونت داشتم .حضورم در تهران مصادف  با روزهای حساس نهضت اسلامی  مردم  ستم کشیده  به رهبری امام خمینی  رحمت الله بود وانقلاب اسلامی جریان زندگی ام را معنادار نمود .چون از یک خانواده مذهبی  بودم شرکت در برنامه های مذهبی وجلسات اعتقادی را فرصتی برای خودسازی واستحکام پایه های دینی دانسته ،همواره در این مسیر حضور داشتم.
 پس از پیروزی انقلاب  اسلامی به بابل برگشتم ودر سال 1358 ازداواج نمودم .حاصل ازداوج من با دختر عمه ام یک پسر وسه دختر می باشد که همگی ازدواج نمودند.من اکنون پنج نوه دارم.
حضور در مهدیه تهران وشرکت در  راهپیمایی  علیه رژیم سفاک ستم شاهی   آغاز فعالیت سیاسی من بوده است ودر سال 1358 همزمان با ایام تثبیت  انقلاب اسلامی  دور جدید فعالیت  سیاسی واجتماعی را به لطف انقلاب آغاز نمودم وبا کمک چندنفر دوستان انقلابی ومتعهد با تشکیل انجمن اسلامی در محله کتی غربی وتاسیس کتابخانه  گام کوچکی در تقویت مبانی فکری وفرهنگی  جوانان تشنه معارف اسلامی برداشتیم. در ادامه فعالیت های انقلابی با تشکیل بسیج مستضعفین  به عضویت بسیج محله امام زاده هفت تن در آمدم تا برای حفظ وحراست از دستاورد های انقلاب  سربازی وفادارباشم.
.در21/6/1360ودر سن 24سالگی  برای خدمت  جهت محرومیت زدایی وارد جهاد سازندگی شهرستان بابل شدم ودر این ایام فصل جدیدی از زندگی ام رقم خورد. جهاد سازندگی عرصه محرومیت زدایی وکار وتلاش بود ومن که طعم تلخ محرومیت را در رژیم منفور پهلوی چشیده بودم متاثر از آرمانهای ارزشمند انقلاب اسلامی ،  فرصت رامغتنم شمرده  عزم خویش را جزم نمودم تا درسیل خروشان خدمت به مردم انقلابی قطره ایی ناچیز باشم.
جنگ تحمیلی  رژیم بعثی عراق علیه ایران ودفاع مقدس فصل مهمی از زندگی مرا تحت تاثیر قرار داده است  چرا مسولیت پشتیبانی از دفاع مقدس وظیفه جهاد سازندگی بود وضررورت داشت  تا این وظیفه مهم را چه از لحاظ فردی وچه از لحاظ سازمانی به  درستی  انجام دهم.شرکت درجبهه ومناطق جنگی وتامین نیاز رزمندگان  رسالت خطیری بود در آن برهه بردوش فرزندان معنوی امام قرار داشت ونگارنده نیز توفیق همسنگری با شهدا ورزمندگان را یافت.
دفاع مقدس موجب شد کلیه  اعضای خانواده من اعم از پدر ،برادران وبستگان همچون سایر امت حزب الله  احساس وظیفه نمایند ودر مقابل دشمن تا حد جان ایستادگی نمایند.ودر این راه چهار نفر از جوانان برومند نیاز آذری به درجه رفیع شهادت رسیدند.که دوبرادر عزیزم  بنام رمضان واسرافیل همراه دوپسر عمو ی بزرگوارم شهیدان احمد وبهزاد خون نگاران دفاع مقدس شدند.
بعد از دفاع مقدس باادامه تحصیل در رشته مدیریت دولتی  دارای دانشنامه   فوق لیسانس شدم. وهمچنین در سنگرهای مختلف ادرای واجرایی در سه وزارت خانه جهاد سازندگی ،کشور ونیرو در سطوح مختلف شهرستانی تا ملی  خدمت گزاز مردم مومن وشریف بوده وهستم واز خداوند متعال خواستار تداوم خدمت گزاری  بی منت وراستین  می باشم.
اکنون که 54بهار از خدا عمر گرفتم  هرگونه توفیق را در رضای خدای سبحان ،دعای خیر پدر ومادر وطی طریق در مسیر اهلبیت عصمت وطهارت می دانم  وقطعا ادامه زندگی من بر همین مسیر استوار خواهد بود.
پدر ومادربزرگوارم ، بزرگترین سرمایه معنوی تمام  دوران زندگی من هستند وهمواره از آنها درس معنویت واخلاق آموختم .آنها برای من وبردارانم سختی وزحمات بیشمار کشیده اند وحفظ عزت واحترامشان مهمترین اولویت زندگی من هست وخواهد بود.
در زندگی همواره بر معنویت ، تبعیت از علما وبزرگان به ویژه مقام معظم رهبری ،احترام به والدین ،انجام فرائض دینی حفظ حقوق دیگران ، محبت به همنوعان ،مردم داری ، تاکید داشته وبر این روش نیز  اصرار دارم.

سوابق مدیریتی و اجرایی:


عضو شورای مرکزی و مدير داخلی جهاد سازندگي شهرستان بابل
معاون فرماندار و بخشدار مرکزی شهرستان بابلسر

فرماندار شهرستان بابل

معاون آب و فاضلاب روستایی استان مازندران
مدير عامل آب و فاضلاب شرق استان تهران

مدير عامل آب و فاضلاب منطقه 6 تهران(شهر ری)

معاون هماهنگی امور شرکتها و پشتيباني آب و فاضلاب استان تهران
مدير عامل آب و فاضلاب تهران بزرگ

قائم مقام آب و فاضلاب استان تهران

منبع: وبسایت شخصی


برچسب‌ها: نیازآذری, مجلس, زندگی نامه, بابل, سوابق
نوشته شده توسط فیروزجایی در |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر